اظهارنامه نوشتهای رسمی است که با آن حقی مطالبه یا مطلبی درباره معامله و تعهد به طرف مقابل ابلاغ میشود. اظهارنامه دادخواست یا شکایت نیست و فرستادنش جز در موارد معدودی که قانون خواسته، شرط طرح دعوا نیست.
قانون آیین دادرسی مدنی اظهارنامه را چگونه تعریف کرده است؟
ماده ۱۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی دو کارکرد برای اظهارنامه شمرده است. نخست، هر کس میتواند پیش از تقدیم دادخواست، حق خود را با اظهارنامه از دیگری مطالبه کند، به شرط آنکه موعد مطالبه رسیده باشد. دوم، هر کس میتواند اظهاراتی را که درباره معاملات و تعهداتش با دیگری دارد، بهطور رسمی با اظهارنامه به او ابلاغ کند.
قید «رسیدن موعد» مهم است. مطالبه طلبی که هنوز سررسید نشده، با اظهارنامه هم ممکن نیست. تبصره همین ماده به مرجع ابلاغ اجازه داده است اظهارنامهای را که مطالب خلاف اخلاق و خارج از نزاکت دارد، ابلاغ نکند. پس اظهارنامه ابزاری برای اعلام رسمی است، نه برای تهدید یا توهین.
اظهارنامه با دادخواست و شکواییه چه فرقی دارد؟
دادخواست و شکواییه رسیدگی را آغاز میکنند؛ اظهارنامه چنین اثری ندارد. با فرستادن اظهارنامه پروندهای در دادگاه یا دادسرا تشکیل نمیشود، جلسهای تعیین نمیشود و رأیی صادر نمیشود. مخاطب اظهارنامه هم تکلیف قانونی به پاسخ ندارد و سکوتش بهتنهایی به معنای قبول ادعا نیست.
ارزش اظهارنامه در جای دیگری است: تاریخ و محتوای آن رسماً ثبت میشود و مخاطب نمیتواند بعداً ادعا کند از مطالبه یا اعلام بیخبر بوده است. به همین دلیل اظهارنامه بیشتر ابزار اثبات است تا ابزار الزام.
در چه مواردی فرستادن اظهارنامه اثر قانونی خاص دارد؟
روشنترین نمونه، ماده ۱۷۱ قانون آیین دادرسی مدنی است. طبق این ماده، سرایدار، خادم، کارگر و بهطور کلی هر امینی که پس از ده روز از ابلاغ اظهارنامه مالک یا کسی که حق مطالبه دارد، مال امانی را رها نکند، متصرف عدوانی محسوب میشود. در این حالت اظهارنامه، تصرف امانی را به تصرف عدوانی تبدیل میکند. تبصره همین ماده دعاوی مربوط به معاملات با حق استرداد، رهنی و شرطی و مواردی را که قرارداد خاصی برای تخلیه دارند، از این حکم بیرون گذاشته است.
نمونه دیگر، تسلیم مال یا وجه است. ماده ۱۵۷ قانون آیین دادرسی مدنی میگوید اگر اظهارنامه درباره تسلیم چیزی، وجهی یا سندی از طرف اظهارکننده به مخاطب باشد، آن چیز هنگام تسلیم اظهارنامه به مرجع ابلاغ، تحت نظر و حفاظت آن مرجع قرار میگیرد، مگر آنکه طرفین ترتیب دیگری معین کرده باشند.
اظهارنامه در مطالبه خسارت تأخیر تأدیه چه نقشی دارد؟
ماده ۵۲۲ قانون آیین دادرسی مدنی خسارت تأخیر تأدیه را در دین از نوع وجه رایج، به چند شرط وابسته کرده است که یکی از آنها «مطالبه داین» است. خسارت هم بر پایه تغییر شاخص قیمت سالانه از سررسید تا پرداخت محاسبه میشود.
قانون شکل خاصی برای مطالبه تعیین نکرده است و اظهارنامه یکی از راههای اثبات آن است. در رویه، معمولاً طلبکاری که پیش از دادخواست با اظهارنامه مطالبه کرده، برای اثبات این شرط با دشواری کمتری روبهروست. اینکه مطالبه از چه تاریخی اثباتشده تلقی شود، به ادله همان پرونده بستگی دارد.
پاسخ دادن به اظهارنامه چه پیامدی میتواند داشته باشد؟
اظهارنامهای که دریافت شده، پاسخ اجباری ندارد؛ اما پاسخ، اگر داده شود، سندی رسمی است که میتواند علیه نویسندهاش به کار رود. ماده ۱۲۵۹ قانون مدنی اقرار را «اخبار به حقی برای غیر بر ضرر خود» تعریف کرده و ماده ۱۲۸۰ قانون مدنی اقرار کتبی را در حکم اقرار شفاهی دانسته است.
ماده ۱۲۷۷ قانون مدنی هم میگوید انکار پس از اقرار شنیده نمیشود، مگر اینکه مقر ادعا کند اقرارش فاسد یا مبتنی بر اشتباه بوده است. بنابراین جملهای که در پاسخ اظهارنامه به وجود دین یا تعهدی اعتراف کند، ممکن است بعدها در دعوا سرنوشتساز شود. اینکه پاسخ دادن در یک وضعیت مشخص به سود است یا نه، به بررسی اسناد همان پرونده بستگی دارد.
اظهارنامه را از کجا و برای چه کسی میشود فرستاد؟
ماده ۱۵۶ قانون آیین دادرسی مدنی ابلاغ اظهارنامه را با اداره ثبت اسناد و املاک یا دفاتر دادگاهها دانسته است. در رویه، معمولاً ثبت و ارسال اظهارنامه از طریق سامانههای الکترونیک قضایی انجام میشود. قانون محدودیتی میان شهر محل قرارداد و شهر ارسال اظهارنامه نگذاشته است. در اظهارنامه، مشخصات و اقامتگاه اظهارکننده و مخاطب و موضوع روشن مطالبه باید آمده باشد تا ابلاغ و استناد بعدی ممکن شود.
بابک خونساری، وکیل دادگستری؛ عضو کانون وکلای مرکز از ۱۳۸۲

